استراتژی برند

Brand Strategy

دشوار است لبخند رضایت خود را پنهان نمایید، زمانی که در حال کار در قلب آژانس برندسازی THE هستید. قلب آژانس، این اصطلاحی است که از دهه‌های قبل در دنیای برندسازی، برای توصیف این بخش به کار گرفته شده است. اطلاق قلب تنها یک واژه پرطمطراق برای بزرگ‌نمایی فعالیت‌ها در این واحد نیست، کافی است کمی در این واحد خسته‌ شوید، کافی است کمی در این واحد متوقف شوید تا ببینید که چه اتفاقی برای آژانس می‌افتد. پاسخ ساده است؛ ایست قلبی.


یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های این واحد با سایر واحدها در اینجاست که فعالیت افراد حاضر در این واحد، از قبل از انعقاد قرارداد با کارفرما آغاز می‌شود. جایی که باید استراتژیست برند، ابتدا مسئله و چالش برند متقاضی را شناسایی کرده و سپس شروع به تجویز راهکار کند. فاجعه‌بارترین اتفاق در یک آژانس برندسازی آنجاست که صاحبان یک برند به آژانس مراجعه کرده و واحد استراتژی، بدون هیچ تحلیل و بررسی که ما به آن گام صفر برندسازی می‌گوییم، شروع به تدوین استراتژی‌ها نماید. به همین دلیل، قبل از انعقاد قرارداد، جلسات متعدد به همراه کارفرما برگزار شده و وضعیت برند، بررسی می‌گردد. در این مرحله مشخص می‌شود که آیا اصلاً سازمان مربوطه، شرایط اولیه برندسازی را داراست یا خیر، سپس مسائل اصلی سازمان مورد بررسی قرار می‌گیرد و گاهاً اتفاق می‌افتد که راهکار اصلی در برندسازی نیست و سازمان باید به فکر حل سایر موضوعات خود باشد.


بعد از انعقاد قرارداد، مهم‌ترین وظیفه واحد استراتژی، انتخاب مدل مناسب برای فرآیند برندسازی است. برندسازی بدون مدل، مانند سفر بدون نقشه است. در انتهای سفر، شما حتماً به نقطه‌ای می‌رسید ولی کسی نمی‌داند آن نقطه کجا می‌تواند باشد. خوشبختانه با تلاش‌های فراوان دکتر فرزاد مقدم و پژوهشگران اصلی حوزه برندسازی، مدل اختصاصی و متناسب با شرایط ایران تدوین گردیده است که پس از تاییدیه علمی از طرف انجمن‌های مختلف در سایر نقاط دنیا، در کشور خودمان نیز اجرایی شده است.


واحدهای مختلفی در آژانس برندسازی THE مشغول فعالیت هستند، از واحد دیزاین گرفته تا واحد دیجیتال برندینگ، پژوهش برند و طراحی کمپین، و همه آنها برای شروع هر پروژه، نیازمند یک سند اجرایی (Brief) می‌باشند که این سند توسط واحد استراتژی، تدوین و به آنها ابلاغ می‌شود. بعد از انتخاب مدل، واحد استراتژی سند اجرایی لازم را به واحد پژوهش برند ارائه می‌کند. در این سند، مهم‌ترین اطلاعاتی که باید از بازار، مخاطبان، رقبا، شرایط داخلی سازمان و … کسب و تحلیل گردد، موجود می‌باشد. تأکید بیش از حد آژانس برندسازی THE، به پژوهش و تحقیق، بی‌دلیل نبوده و حلقه مفقوده فرآیند برندسازی است که کمتر به آن توجه می‌شود.


با پشتوانه علمی نیروهای کارآزموده و براساس جدیدترین استانداردهای آژانس‌ های بین‌المللی دنیا صورت می‌پذیرد. زیرا که هرگاه پزشکی توانست بدون آزمایش، بیمار خود را درمان نماید، استراتژیست برند هم می‌تواند بدون پژوهش و تحقیق، استراتژی یک برند را مشخص نماید.


عجله، بزرگترین آفت واحد استراتژی است زیرا هنوز هم نوبت تدوین استراتژی برند نیست. شما زمانی می‌توانید راهکار مناسب به یک برند ارائه نمایید، که اطمینان خاطر یابید که برند مورد نظر توان و منابع لازم برای اجرای استراتژی‌ها را داراست، در غیر این صورت دفترچه استراتژی شما، تنها تکه کاغذی است که فقط می‌تواند زیبایی و جلای کتابخانه‌های سازمان را افزون گرداند. بعد از پژوهش بازار و تحلیل کامل مخاطب و بازار، باید شرایط، منابع، امکانات و تمام قسمت‌های سازمان از طرف استراتژیست برند بررسی گردند تا اطمینان حاصل گردد که سازمان توان اجرا نمودن استراتژی‌ها را دارا می‌باشد.


عاشقانه‌ترین، لذت‌بخش‌ترین و فراموش‌نشدنی ترین قسمت فعالیت واحد استراتژی، تعیین هویت و تدوین استراتژی برند است. جایی که شما باید دانش، تجربه و شرایط برند و بازار را توامان با هم در نظر گرفته و بهترین راهکار را ارائه نمایید. شما در این واحد با صنایع مختلفی اعم از ساختمانی، پزشکی، دارویی، غذایی، خودروسازی و … همکاری می‌کنید و این خود، گویای این موضوع است که چرا تجربه تا به این حد شریان اساسی واحد استراتژی را تشکیل می‌دهد. دانش، پایه و اساس یک استراتژیست برند است ولی دانش بدون تجربه، تنها یک سخنرانی لذت‌بخش را به همراه دارد نه یک برند استوار.